در مقابل تقدير خداوند مثل کودکي باش که وقتي او را به هوا مي اندازي ميخندد! چون ايمان دارد دستهايي او را خواهد گرفت زندگی در 25:00:00
 

ديپلماسي فرهنگي و فرهنگ ديپلماسي

ديپلماسي فرهنگي و فرهنگ ديپلماسي

محمدحسين رستگاري يزدي: در عالم سياست و روابط بين الملل، ديپلماسي فرهنگي را مجموعه قواعد و ضوابط و شيوه ها و اصولي مي دانند كه با كمك ابزارها و روشهاي فرهنگي نسبت به انتقال پيامهاي ملي فرهنگي اقدام مي شود و منافع ملي را به تحقق نزديك مي كند؛ اما فرهنگ ديپلماسي يك حالت مستمر از مجموعه باورها و قواعد وضوابط نوشته و نانوشته در يك جامعه است كه معتقد به ديپلماسي است و گفتمان را راهكار توجيه و تببين و همچنين رفع اختلاف مي داند. بنابراين چنانچه فرهنگ را به اختصار مجموعه ارزش‌ها، باورها و دانش‌های مشترک و پذیرفته شده یک جامعه دانسته و ديپلماسي فرهنگي را ‏ مجموعه قواعد و ضوابط و شيوه ها ي فرهنگي نسبت به انتقال پيامهاي ملي فرهنگي بدانيم، فرهنگ ديپلماسي را بايد مجموعه ارز‌ش‌ها، باورها و ‏دانش‌های مشترک و پذیرفته شده یک جامعه بدانيم كه معتقد است مي توان با كمك ابزارها و روشهاي فرهنگي نسبت به انتقال پيامهاي ارتباطي و ميان فرهنگي اقدام كرد.‏اما نكاتي را كه بايد در اين دو مقوله لازم و ملزوم يكديگر مورد توجه قرارداد عبارتند از:

 
1.ديپلماسي فرهنگي شيوه كار را تعريف مي كند و فرهنگ ديپلماسي بستر لازم براي ديپلماسي فرهنگي و عوامل و عناصر آن را تامين مي كند. با اين توضيح كه همواره بايد بستري براي اجراي شيوه و راهبردهاي پيشرو و پيشبرنده اهداف ديپلماسي باشد وموقعيت اين بستر است كه زمينه را براي تحقق راهبردها فراهم مي كند و لذا تناسب بستر با راهبردهاي انتخابي همواره به عنوان يك ركن اصلي بايد در سياستگذاري و برنامه ريزيها مورد توجه قرار گيرد.
 
2.ديپلماسي فرهنگي درعرصه سياست و حكومت بروز و ظهور پيدا مي كند و منافع ملي را هدف قرار مي دهد در حاليكه فرهنگ ديپلماسي جو عمومي گفتمان سازي و تعامل با يكديگر را صرف نظر از عرصه ملي و فرا ملي را تامين و تعيين مي كند و نتايج ان از فرهنگ عمومي به ساير ابعاد زندگي و فرهنگهاي خاص راه مي يابد. به عبارت ديگر از كوزه همان تراود كه در اوست؛ وجود كليتي در محيط كمك مي كند تا تبلور آن را در محصول نشات گرفته از آن محيط، در محيطي ديگر را  شاهد باشيم. بنابراين بدون وجود اين محيط سازنده و زاينده انتظار محصول متناسب با آن توقعي نابجا خواهد بود.
 
3. براي تقريب به ذهن و تجسم "ديپلماسي فرهنگي" مي توانيم بگوييم  ديپلماسي فرهنگي يعني ديپلماسي با نقش اصلي و رنگ فرهنگ و همچنين "فرهنگ ديپلماسي" را نيز مي توانيم به فرهنگ با رنگ و بوي ديپلماسي و نقش اصلي ديپلماسي تعبير كنيم. بنابراين فرهنگ ديپلماسي مقوله اي عام است كه ديپلماسي فرهنگي را در خود پرورش مي دهد تا گفتمان هدفمند ملي با رويكردي فرهنگي و خارجي"خاص" را با تغذيه و پشتيباني فرهنگ عمومي با رويكردي ديپلماسي و داخلي"عام" شكل دهد و بتواند در تحقق اهداف خود كسب موفقيت كند.
 
4. اهميت ديپلماسي فرهنگي به عنوان يك ابزار و شيوه تحقق سياست خارجي خيلي مهم است اما تحقق ديپلماسي فرهنگي و موفقيت آن منوط به بودن بستر فرهنگ ديپلماسي است كه به مراتب از آن مهمتر است. به عبارت ديگربدون فرهنگ ديپلماسي شرط لازم ديپلماسي فرهنگي محقق نمي شود اما بدون ديپلماسي فرهنگي، فرهنگ ديپلماسي در فرهنگ عمومي مردم حلال بسياري از مشكلات خواهد بود. راز پيشرو بودن كشورهاي توسعه يافته در مباحث ديپلماسي عمومي و فرهنگي نيز در همين نكته نهفته است كه آنها با تقدمي كه در گفتمان سازي داخلي و خارجي و تعبيه سازو كارهاي اجتماعي دارند به تدريج و در قالب تكامل اجتماعي خود و نه در قالب برنامه هاي توسعه اي برونزا  به قدرت ديپلماسي بين فرهنگي دست يافته و توانسته اند با اين ابزار كارامد سياسي-فرهنگي به اهداف و منافع ملي خود دست يابند و اين فاصله با جهان دوم را با جريان سازيهاي مستمر داخلي و خارجي حفظ نمايند. 
 
حال با توجه به اين نكات بايد ديد كه در ايران اسلامي، چه در ميان جامعه فرهنگي و چه در بين مسئولان و دولتمردان سياسي آيا زيرساخت‌هاي فرهنگي ‏لازم براي نشو و نماي ديپلماسي فرهنگي فراهم است؟ و آيا فرهنگِ ديپلماسيِ فرهنگي در ايران كنوني آن طور كه بايد شكوفا شده ‏است تا پشتيبان حركت بزرگ و مزيت دار ديپلماسي فرهنگي ايران در صحنه بين الملل باشد؟ يا اينكه فرهنگ عمومي كشور نيازمند برنامه‌ريزي مدون و دقيقي‌ است كه جامعه خود را طي سالهاي آينده  با كمك ابزارها و روشهاي نافذ فرهنگي در قالب ‏سينما و فناوريهاي نوين و ساير فعاليتهاي اثر گذار فرهنگي و هنري  به سر حد نيازهاي اوليه توليد ديپلماسي فرهنگي قابل رقابت با بازيگران روابط بين الملل برساند!. ‏پاسخ به اين پرسشها نيازمند عزم ملي در خويشتن شناسي ملي و تحول لازم در فرهنگ عمومي است و اينكه اجزاي ملت ايران خود را در هرجايگاه و شخصيت حقيقي و حقوقي  با شاخصهاي تراز جامعه مورد نظر سند چشم انداز1404 كشور و سازگار با اهداف بلند انقلاب اسلامي منطبق سازند و با اين رويكرد صواب، همه اميال و رفتارهاي جناحي، گروهي و فردي مزاحم و غير همراستاي با منافع ملي را زير پا بگذارند.
 
انشاءلله


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۷/۲۱ ساعت 14:13 |موضوع: | لينک ثابت


بحران شایستگی در جامعه ایرانی

رضا شجیع/ استاد دانشگاه: سال ها پیش برای مصاحبه استخدامی به عنوان عضو هیأت علمی به یکی از دانشگاه¬های معتبر رفته بودم و استادانی مطرح و شناخته شده هم یک به یک با متقاضیان مصاحبه می کردند. در اتاق انتظار نشسته بودم که ناگهان درب اتاق مصاحبه باز شد و کتاب ها و کاغذهایی به بیرون اتاق پرتاب شدند. جوان متقاضی جذب با چهره ای برافروخته بیرون آمد و در حالی که زیر لب غرولند می کرد به جمع کردن کاغذها و کتاب¬هایش اقدام کرد. او گفت در بهترین مجلات بین المللی مقاله منتشر کرده و آن ها او را به باد تمسخر گرفته اند. نوبت به من رسید و جو جلسه از آن چیزی که تصور می کردم سنگین تر بود. سئوال ها یکی پس از دیگری مطرح می شد تا جایی که سئوال اصلی مطرح شد؛ یکی از آن ها پرسید؛ چرا این دانشگاه را انتخاب کرده ام و اینکه آن ها فکر می کنند من قرار است از طریق آن دانشگاه «جامپینگ» کنم. نمی دانستم چه باید جواب بدهم و واقعاٌ در آن لحظه، ادراکی از مفهوم «جامپینگ» نداشتم. ماه ها بعد که متوجه رد درخواستم در آن دانشگاه شدم، ماجرا را برای یکی از استادانم تعریف کردم. او گفت که آن ها نسبت به تو ذهنیت خوبی نداشته اند و این جمله نشانه ای از احساس خطر در ذهن آن ها بوده است. او در نهایت جمله ای به من گفت که الهام¬بخش من برای نوشتن این نوشتار شد. او گفت؛ «رزومه¬ات را داخل کیفت بگذار و سوادت را درون مغزت زندانی کن؛ آن¬ها نگران آینده هستند».  
 
تاریخ پر حادثه
فرهنگ قبیله¬ای گویا به برخی مؤلفه¬های مدیریت در ایران معاصر نیز رسوخ کرده است. جانشین¬کشی که پیش از این انگاره¬ای نهادی در فرهنگ ایلیاتی ایران بود، اکنون فرهنگ شایسته¬گریزی را به ایران قرن بیست و یکم تحویل داده است. برخی مدیران این فرهنگ، فارغ از اینکه با چه ساز و کاری به منصب می رسند، اغلب از کوتاه بودن عمر مدیریتی خود آگاهند و این موضوع خود به مهمترین مانع توسعه بدل شده است. موضوع بحث در اینجا شمردن معایب «مدیریت کوتاه مدت» و آثار مخرب آن بر پیکر سازمان¬های معاصر نیست، بلکه محور موضوع، تحلیل پیامدی است که تعریف «شایستگی» را تغییر داده و عملاً اجرایی¬سازی آن را غیر ممکن ساخته است. آنچنان که شایسته سالاری در مدیریت، تنها در حرف و حدیث باقی مانده و آن¬طور که باید هرگز محقق نمی¬شود.    
 
تاریخ پر حادثه، یکی از مهمترین دلایلی است که حس بی-اعتمادی را نهادینه کرده و این واقعیت تلخ که تاریخ ما پر از ناامنی، بی¬نظمی و ناپایداری است را نمی¬توان کتمان کرد. بر اساس شواهد؛ تنها 1200 جنگ با مقیاس بزرگ در سرزمین ما رخ داده و این رقم جدای از هزاران هزار جنگ منطقه¬ای و محلی است. از جنگ¬های ایران و یونان در دوره هخامنشیان تا حمله اسکندر، جنگ¬های ایران و روم در دوره اشکانیان، مانی¬کشی در دوره ساسانیان، جنگ¬های مدائن، قادسیه و نهاوند و در نهایت یورش مغول، که در این دوره هرج و مرج، ناامنی و اختلافات قبیله¬ای به اوج می رسد و تا سال ها بعد هم ادامه می یابد. متوسط عمر شاهان و حکمرانان که بر اساس نظام سلطنتی قرار بود مادام العمر باشد، قبل از اسلام حدود 15 سال و بعد از اسلام حدود 11 سال بوده است. از این رو می¬توان استنباط کرد که گرایش به ناپایداری و ناامنی به گونه ای عمیق وجود داشته و علی رغم تخریب تمامی مؤلفه های توسعه، به تعمیق حس بی اعتمادی در جامعه منجر شده است. بر همین اساس؛ انسان ایرانی بر اساس تجربه زیسته خود، شرط اول قضاوت در مورد شایستگی را به جلب اعتماد منوط کرده است. در واقع بی¬اعتمادی پیش فرض ذهنی انسان ایرانی است که از غریبه ها می خواهد با نشانه¬های بیرونی و به شکلی عینی، «اعتماد» را که یک مؤلفه حسی و درونی است را در وی برانگیخته کنند تا او پس از پردازش نشانه ها، فرایند قضاوت در مورد شایسته بودن یا نبودن افراد را آغاز کند. 
 
بحران جانشینی
بحران جانشینی، یکی از آسیب های عمده¬ای است که روند توسعه کشور را با چالش¬های جبران¬ناپذیری روبرو ساخته و معضلی تاریخی محسوب می¬شود. تاریخ گواه خشونت¬های عریان بسیاری از شاهان و سلاطینی است که به محض رسیدن به اریکهء قدرت، مدعیان و گزینه¬های جانشینی خود را یا کشتند و یا کور کردند. این جانشین¬هراسی در تاریخ ایران آنقدر پر رنگ است که غزالي در نصيحه¬الملوك به پادشاه توصيه مي¬كند كه «هر شبي به آن جايگاه كه او خسبد مردم را بخواباند و خود به جاي دگر رود، اگر دشمن قصد جان او كند به جاي وي كس دگر را يابد و دستش بدو نرسد». عنصرالمعالي نيز در قابوسنامه پيشنهادي مشابه دارد و سلطان محمد خوارزمشاه شب¬ها را در چادرهاي گوناگون به صبح مي¬رساند. 
علی¬رغم دموکراتیزه شدن فرایندهای قدرت در قرن بیست و یکم و پیش¬بینی مکانیسم¬های جابه¬جایی قدرت در ایران معاصر، اگر فکر کنیم مدل¬های ذهنی انسان ایرانی در مورد بحران اعتماد و امنیت هم به تناسب شرایط زمانی تغییر کرده سخت اشتباه کرده¬ایم. چه بسا برخی مدیران که به محض رسیدن به قدرت به دنبال تخریب مدیران پیشین می¬روند و مدیران خلع شده هم به مانند مدعیان تاج و تخت، به دنبال فرصت¬هایی برای انتقام¬جویی و اعاده حیثیت، این چرخه بیمار را تا نابودی کامل سرمایه¬های مادی و انسانی ادامه می¬دهند.
 
ماهی بزرگ، حوض کوچک 
جمله¬ای از بزرگمهر در سدهء ششم میلادی نقل می¬شود که او علت شکست ساسانیان را این می¬داند که «آن¬ها کارهای بزرگ را به اشخاص پست می¬دادند و شغل¬های پست را به افراد بزرگ می¬سپردند. افراد بزرگ نسبت به شغل کوچک خود بی¬اعتنا شدند و اشخاص پست شايستگی کارهای بزرگ را نداشتند». قرن¬ها پس از بزرگمهر، دو دانشمند به نام¬های مارش و پری بودند که نظریهء «ماهی بزرگ، حوض کوچک» را مطرح کردند. آن¬ها دریافتند انداختن ماهی حوض در دریا و بلعکس انداختن ماهی دریا در حوض، عملکرد هر دو را به میزان قابل توجهی کاهش داده و آن¬ها را دچار تنش و استرس می¬کند. آن¬ها دریافتند که افراد به طور طبیعی تمایل دارند خود را با دیگران مقایسه کنند و احساس اینکه شخص قوی¬تری در اطراف آن¬ها حضور دارد، اعتماد به نفس آن¬ها را کاهش می¬دهد. به طور کلی آن¬ها دریافتند که انسان¬ها به طور طبیعی ترجیح می¬دهند یک شخص مهم در یک گروه کوچک باشند تا یک شخص معمولی در یک گروه بزرگ.
در نهایت از مجموع مطالعات آن¬ها و موارد مطرح شده می¬توان چنین استنباط کرد که فرمول شایستگی در برخی مدیران ایرانی به سمت صفر میل می¬کند. این بدان معناست که برخی مدیران نشسته بر مسند قدرت که از آن ها با عنوان «مدیران تصادفی» نیز یاد می¬ شود، احتمال اینکه در انتخاب افراد زیردستشان به افراد ضعیف¬تر از خود رجوع کنند بیشتر است. این یعنی مدیری با نمره 17، مدیری با نمره 15، و او هم فردی با نمره 13 را به عنوان مشاور و زیردست انتخاب خواهد کرد و در نهایت حلقه¬های مدیریتی در فاز اجرایی و عملیاتی به صفر خواهد رسید. از مهمترین دلایل این امر می¬توان به بحران اعتماد، احتمال حرف¬شنوی بیشتر افراد ضعیف تر، بحران امنیت شغلی و در نهایت تلاش این دسته از مدیران برای بقا اشاره کرد. 
 
اعتماد و شناخت
موقعیت ذهنی ایرانیان در ارتباط با دو متغیر اعتماد و شناخت از یک مدل U شکل تبعیت می¬کند. یعنی ایرانیان به دو گروه بیشتر از همه اعتماد می¬کنند؛ کسانی که خیلی خوب و کامل می¬شناسند و کسانی که اصلاً نمی¬شناسند. بر این اساس «شناخت نسبی یا ناقص» به القای حس بی-اعتمادی منجر می¬شود. در موقعیت «شناخت کامل»، افراد به تجربه و خاطرات رجوع کرده و در حالت «عدم شناخت کامل» به امید و تخیل تکیه می¬کنند. حرف¬ها و حدیث، شایعات و گمانه¬زنی¬ها همان عواملی هستند که افراد گمنام را به مرحله «شناخت نسبی» رسانده و احتمال حذف آن¬ها از گردونه اعتماد و انتخاب را افزایش می¬دهد. در چنین وضعیتی، مهمترین اقدام برای اثبات شایستگی، اعتمادسازی است و اینکه باید خیال «ماهی بزرگ» راحت شود که قرار نیست جایگاهش توسط شما متزلزل شود. 
 
جمع¬بندی
آرمانی است اگر بگویم جامعه باید شرایط ابراز و احراز شایستگی را برای همگان فراهم کند و هر کس باید این شانس را داشته باشد برای خدمت به جامعه¬اش در همان سطحی که فکر می کند شایسته است تلاش کند. اما چه بگویم که ما تنها افسوس مهاجرت نخبگان را می خوریم و جامعه به عنوان بهترین آموزگار انسان، به او یاد می دهد که برای خارج کردن یک نفر از گردونه رقابت و القای حس بی اعتمادی، فقط کافی است یک جمله بگوید و آن اینکه؛ «از او بترس، روزی جایت را خواهد گرفت!!!».
 
http://tabnak.ir/fa/news/538483/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۷/۲۱ ساعت 14:12 |موضوع: | لينک ثابت


آپارتمان و آرزو

تا به حال به آپارتمان دقت کردی
سقف زندگیه یکی کف زندگی دیگریست!!!!

دنیا به طور ناجوان مردانه ایی آپارتمان است
سقف آرزوهای یکی کف آرزوهای دیگریست.


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۵ ساعت 20:51 |موضوع: | لينک ثابت


واکنش محقق داماد به آیت الله جنتی و اعدام بدون محاکمه

روزنامه اطلاعات - سیدمصطفی محقق داماد

 آنانکه  صاحب این قلم را میشناسند میدانند که وی حداقل با فقه ،فقها و فقاهت  آشنایی دارد ،فقیهان زیادی را از نزدیک دیده ، وبا سیره عملی آنان مواجه بوده است زیرا همه قبیله او عالمان دین بودند. اجازه بفرمایید سخنم را با خاطره ای ازپدرم« سید محمد محقق داماد » آموزگار فقاهت قرن معاصر آغاز کنم وسپس درددلی را به دفاع از فقاهت شیعی، این میراث عظیم ماندگار از سلف صالح ،با خوانندگان ارجمند در میان گذارم..

کودک بودم و به مقتضای سن با همسنان خود یعنی بچه های شش – هفت ساله  فامیل در منزل بازی میکردیم. عصر تابستان بود وشهر قم ایام گرم خود را طی میکرد. پدرم در زیرزمین استراحت میکردند . سروصدای بچه ها ایشان را از خواب بیدار کرد. آمدند وخطاب به من  جمله ای گفتند که اینجانب اگرچه آنروز نفهمیدم ولی عینا به خاطر سپرده ام و بعد ها به عمق آن واصل شدم. ایشان خطاب به من فرمودند : مصطفی !! این بار تو را تنبیه نمی کنم چون عقاب بلا بیان قبیح است. ولی از این به بعد باید بعد از ظهرها که وقت استراحت است در منزل سروصدا نکنی و با وجود این تذکر از این به بعد اگر تکرار شود تنبیه خواهی شد.!! (این قاعده فقهی مستند به حکم عقل است وزیربنای اصلی از اصول حقوق بشر و اصل قانونمند بودن جرم و مجازات در قوانین اساسی دنیای معاصر را تشکیل میدهد. یعنی مجازات کردن برای عملی قبل از ممنوع ساختن آن زشت است)
 
این داستان که نمونه ای است از عمل یک فقیه نشان میدهد که  موازین ، مبانی و قواعد فقهی برای شخص فقیه چنان ذهنیتی را فراهم می سازد که گویی با گوشت ،خون وپوستش عجین میشود که حتی درزندگی شخصی و حریم خصوصی خود آنهم با مولیّ علیه خویش نیز نمی تواند خلاف آن عمل کند،تا چه رسد به  فضای اجتماعی و حقوق شهروندان اگر به قدرتی دست یافت  .
 
ذکر این مقدمه بدان جهت بود که چند روز قبل یکی از خبرگزاری های رسمی خبری را به تلفن همراه اینجانب ( وشاید دیگران) ارسال داشت مبنی براینکه عالیجنابی از صاحبان منصبی که مقتضای آن منصب فقاهت همراه با عدالت بود و بنابراین از فقیهان عادل رسمی کشور جمهوری اسلامی محسوب می شدند اظهار فرموده اند که برخی افراد مورد نظر مبارک ایشان را بایستی بدون محاکمه اعدام میکردند.اگر بنابه محاکمه بود هیچ قاضی عادل وآگاهی جز حکم اعدام برایشان صادر نمی کرد .معظم له برای توجیه نظر خویش به دادگاه صحرائی موسولینی پس از جنگ جهانی توسط پارتیزانها تمسک فرموده وگفته اند فقط در دادگاه از ایشان سوال شده که نامت چیست؟ وقتی گفت نامم موسولینی است قاضی دستورداد ببرید اعدام کنید .  

با قطع نظر از جمله درباره حضرت مولی علی (ع) وَ إِنَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَکُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَکُوهُ-که بنای تحلیل ومقام بررسی نیست ، اینک عرض من این است که:

اولاً این صاحب منصب فقاهت  نظرشان  محمول بر فتوای  ایشان است ونظام قضائی کشور از مقلدین ایشان نمی باشند. ایشان فقاهت خود را بایستی در روند تصویب قوانین اعمال نمایند ونه در تریبونهای سخنرانیهای اجتماعی .البته  هرچند مقتضای استقلال قضائی آنست که به اینگونه اظهارات بی اعتنا باشد و وظائف خودرا مطابق با تکالیف شرعی و قانونی خود انجام دهد ولی ناگفته پیداست که انتشار این گونه مطالب چهره قضای اسلامی را ملکوک میکند ودستگاه قضائی نمی تواند نسبت به این گونه ضربه های وارده بی تفاوت باشد. زیرا نحوه سخن گفتن به گونه ایست که گوئی عنان اختیار وتصمیم گیری بدست گوینده بوده و خواهد بود.

ثانیاً  ایشان البته به از دیگران میدانند که منابع فقه امامیه منحصر به چهار منبع است  کتاب، سنت ،اجماع وعقل .در سراسر فقه اصطلاح «بالادلة الاربعه» بکرّات مشهود است (رک:الحدائق الناضرة/ج21ص395/المناهل/ص271/المکاسب.ج1ص253) اگر فقیهان به سیره عمل میکنند  منظورشان سیره متشرعه است (رک: مصباح الفقیه /ج 2ص170  /العروة الوثقی ، ج1ص 101) ونه رویه قضائی  دادگاه موسولینی  دیکتاتور ایتالیا .  آیا منصب رسمی فقاهت این حق را برای ایشان ایجاد کرده که منبعی جدید برمنابع فقاهت بیفزایند ؟آیا این گونه سخن گفتن چوب حراجی نیست که بر پیکر فقاهت وقضاوت وارد میگردد ؟  

ثالثاً از قواعد مسلم فقه اسلامی  که میتواند بشریت به آن افتخار کند احترام به دماء، اعراض وجان انسانهاست. مجازات بدون محاکمه  آنهم مجازات اعدام را چگونه ایشان میتواند به فقاهت اسلامی منتسب سازد؟  

رابعا ظاهرا معظم له در این جملات معیار «عدالت وآگاهی قضائی» را هم معین فرموده و الگوی کامل را قاضی دادگاه صحرائی موسیلینی دانسته و به قضات دسنگاه قضاء آموزش داده اند که از سنت حسنه! ورویه قضائی معزی الیه پیروی نمایند!! عجبا لحلم الله ! جای شیخ انصاری ها خالی است که  کتاب القضاء ورساله شریفه عدالت خویش را باز نگری وبا این فرمایشات فقیهان عصر ما مقایسه کنند وببینند چگونه محصول عمرشان روبه ویرانی می نهد.

البته در هنگام نگارش این سطور نگران آنم که معظم له درپاسخ این نقد به ذیل دامن گشاد وگسترده مصلحت تمسک نمایند که دراین صورت  قلم را سرمی شکند واز نگارش باز میدارد. بفرمایند که مصلحت چنان دیدیم و چنان گفتیم و چنان کردیم و چنان خواهیم کرد. اینجا دیگر جای سکوت است و با کمال صراحت اعتراف می کنم که لااقل این نویسنده توان دفاع ندارد. این سخن مبتنی بر نظریه فقه مصلحت اندیش است که می تواند همه اصول اخلاقی و فقهی شریعت احمدی و دین محمدی را منزوی سازد که البته برای اینجانب مبانی فکری و علمی این نظریه فاقد توجیه است  والی الله المشتکی.

این یادداشت صرفا به انگیزه دفاع از مقام شامخ فقه و فقاهت بود که توسط این طلبه کوچک با اذن فحوا از سوی اساتید بزرگوار، فقیهان عالیقدر و مرجعیت معظم شیعه که میراث دار بزرگان گذشته می باشند، نگاشته شد. در این مقال از سخن  گفتن پیرامون موازین قانونی و حقوق اساسی ملت ایران لب فرو می بندد و به موقعی و یادداشتی دیگر موکول می نماید بشرط بقاء الحیات.

ازآن سموم که برطرف بوستان بگذشت        عجب که بوی گلی هست وعطر نسترنی
کناره گیر و زبان درکش و تماشا کن           که کس بدهر ندیده چنین عجب زمنی  
مزاج دهر تبه شد ازین بلا حافظ                  کجاست فکر حکیمی ورای برهمنی  

والسلام علی من اتبع الهدی - سید مصطفی محقق داماد -28مهرماه 93


 

نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۰۱ ساعت 8:22 |موضوع: | لينک ثابت


فرمول ساده جلوگیری از سوء تفاهم در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی

 در کتاب ارتباط شناسی دکتر محسنیان راد داستان جالبی نوشته شده است. حتماً به خواندنش می ارزد:

« فرض کنید پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار متولد شود. آنها در نقطه ای در یک شهر پرجمعیت زندگی می کنند و ساکن آپارتمانی کوچک هستند.

هزاران رویداد کوچک و بزرگ، زندگی پسرک را تشکیل می دهد. مثلا وقتی خیلی کوچک بود، یک روز بارانی با مادرش از خیابان عبور می کردند. پسرک در یک لحظه که مادرش مشغول صحبت خودش را به سگ کوچکی رساند. سگ به او نزدیک شد و بدنش کمی به لباس پسرک مالیده شد....... متن کامل در ادامه مطلب


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ ساعت 14:40 |موضوع: | لينک ثابت


ارور rundll32.exe

این ارور یا در اثر ویروس ایجاد شده یا در اثر نصب و حذف برنامهای که این فایل رو به همراهش حذف کرده.

این مشکل برای من ایجاد شد که برنامه های مختلفی رو امتحان کردم اما جواب نداد. حتی خواستم از جایی این فایل رو دانلود کنم که هر چه میگشتم به در بسته میخوردم.

در نهایت تصمیم به تعویض ویندوز گرفتم. مقدمات کار انجام شد ولی در هنگام شروع نصب ویندوز(XP s2) با ارور File\i386\halaacpi.dll could not be loaded the eroor cod is 7 مواجه شدم. باز سرچ کردم، دو  لینک بیشتر وجود نداشت که اونها هم کمکی نکرد. به انگلیسی سرچ کردم که یه صفحه، نرم افزاری رو معرفی کرده بود با عنوان IU DLL Fixer . نصب کردم.سیستم رو اسکن کردم. فایل های خراب شده رو پیدا کرد، اما موقع ریپیر کردن گفت این ورژن تریال هست و باید خریداری کنی.

باخودم گفتم اینم مثل بقیه نرم افزارها. یه گزینه در منوی سمت چپ توجهم رو جلب کرد. DLLpediA. کلیک کردم در قسمت سرچ صفحه باز شده rundll32.exe رو تایپ کردم و گزینه سرچ رو زدم. یه سری فایل با همین نام پیدا کرد. برای ویندوزهای متفاوت با سرویس پک های متفاوت. ویندوز من xp sp2 بود که دانلود رو زدم. فایل دانلود شده رو در فولدر سیستم 32 ویندوز پیست کردم. باورتون نمیشه مشکل حل شد.

 

 دانلود نرم افزار IU DLL Fixer  از لینک زیر:

http://s5.picofile.com/file/8134487450/DLLSuite_Setup_2013.rar.html

دانلود  فایل rundll32.exe برای ویندوز XP sp2 از لینک زیر

http://s5.picofile.com/file/8134487568/rundll32.rar.html

 

پ.ن:

1-همونطور که در بالا اشاره کردم امکان دانلود این فایل در این نرم افزار برای ویندوزهای مختلف با ورژن های متفاوت وجود دارد.

2- شاید نسخه کرک شده نرم افزار مذکور در اسیت های ایرانی موجود باشه. چون مشکلم حل شده بود پیگیرش نشدم.

3-برای سهولت در کار اینترنت دانلود منیجر رو حتما نصب کنید تا فایل دانلودی رو به راحتی پیدا کنید.

4- ببخشید داستان گونه تعریف کردم. اگر مشکلتون حل شد واسم دعا کنید.

 

 

----------------

ارور rundll32.exe

File\i386\halaacpi.dll could not be loaded the eroor cod is 7

rundll32.exe


 

نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۲۰ ساعت 9:8 |موضوع: | لينک ثابت


نقدی بر سبک زندگی ایرانی

"محمود سریع‌القلم" استاد دانشگاه شهید بهشتی در گفتگوی مشروح با گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر به بررسی سبک زندگی معطوف به توسعه یافتگی پرداخت و سبک کنونی زندگی ایرانی را نقادی و راهکارهای پیشنهادی خود برای اصلاح آن را مطرح ساخت.
دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار و آرای دکتر محمود سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی تهران داشته باشد درمی‌یابد که دغدغه سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعات مقایسه‌ای است. کتابهای "عقلانیت و توسعه یافتگی ایران"، "فرهنگ سیاسی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" از جمله آثار وی در واقع این سیر را مورد بررسی قرار می‌دهند. در حال حاضر، کتاب "عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" به چاپ نهم و کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" به چاپ پنجم رسیده است.

متن کامل در ادامه مطلب

منبع: پاکنهاد      http://www.paaknahad.com/91/31.htm


 

نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۲ ساعت 18:31 |موضوع: | لينک ثابت


ویژگی هایی شهروند متمدن



1. به شهروندان عادی بیشتر احترام بگذارد تا کسانی که پست و مقام دارند؛

2. بتواند سی صفحه در مورد خود، روحیات و افکار خود بدون حتی یک جمله تکراری بنویسد؛

3. برای خود به وسعت جهان، احترام قائل باشد؛

4. در روز حداقل پانزده دقیقه برای شناخت خود وقت بگذارد؛

5. از کسی سؤال خصوصی نپرسد؛

6. برای هر سؤالی، چندین پاسخ متفاوت قائل باشد؛7. اختلاف خود با دیگران را با گفت وگو حل کند؛


 

نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه ۱۳۹۳/۰۱/۲۶ ساعت 21:2 |موضوع: | لينک ثابت


نلسون ماندلا

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

 


دانلود فیلم invictus

خلاصه داستان : نسلون ماندلا (مورگان فریمن) که بعد از آزادی از زندان رئیس جمهور آفریقا شده همه چیز در کشورش را تقسیم بندی شده بین سیاهان و سفید پوستان می بیند. او بهترین راه حل را برای برداشتن این تقسیم بندی ورزش می داند. ماندلا با کمک کاپیتان تیم ملی راگبی کشورش، بنام فرانسیس پینار (مت دمون) سعی میکند تا تیم ملی راگبی را به یک نقطه ی مشترک بین سفیدها و سیاه پوستان تبدیل کند …

جوایز : نامزد ۲ جایزه ی اسکار



 

نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۰ ساعت 22:29 |موضوع: با بزرگان | لينک ثابت


فایتر یا ماهی گلی مسئله این است(بازنشر)


به چند دلیل ماهی فایتر(جنگجو) رو به ماهی قرمز ترجیح میدم.

- اغلب فروشندگان ماهی قرمز را گروهی نگهداری می کنند و اگر یکی از اونها دچار بیماری یا قارچ باشه به بقیه هم سرایت میکنه و احتمال بیمار بودن ماهی شما زیاده.(ماهی و انسان بیماری مشترک دارند)ولی  فایتر به دلیل خصلت تهاجمی با هیچ گونه از ماهی ها سازگار نیستند حتی با نوع خودشان، برای همین این نوع ماهی انفرادی نگهداری میشوند.

- ماهی فایتر که یک ماهی آکواریومی است  مثل ماهی قرمز در یک تنگ  کوچک و حتی یک لیوان به راحتی به حیات خود ادامه میدهد و مانند سایر ماهیان آکواریومی نیازی به پمپ هوا و دستگاه تصفیه و خرج آنچنانی ندارد.

- عمر ماهی فایتر در صورت نگهداری صحیح به چهار سال و بیشتر میرسد در صورتی که ماهی گلی چند ماهی بیشتر زنده نمی مونه..

- و مهمتر ازهمه زیبایی که فایتر داره ماهی قرمز نداره.

من تا دو سال پیش آکواریوم مفصلی داشتم ولی به علت انتقال به منزل جدید و مشغله زیاد قید آکواریوم رو زدم. نوروز گذشته 2 تا ماهی فایتر گرفتم تا زمان نوشتن این پست سرحال هستن.


دو لینک جهت شناخت بهتر ماهی فایتر

سایت تخصصی ماهیان آکواریومی

وبلاگ آکوا پرشیا


 

نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۶ ساعت 23:35 |موضوع: اجتماعی | لينک ثابت